داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه اما جذاب و آموزنده

داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه اما جذاب و آموزنده

داستان کوتاه
آخرین نظرات
  • ۱۶ تیر ۹۷، ۲۳:۵۴ - همدم ماه
    خخخخخ
  • ۱۶ تیر ۹۷، ۲۳:۲۳ - عزیز
    عجب :-)


یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران دنج رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.

یک زن جادوگر  که از آنجا می گذشت وارد رستوران شد و سر میز آنها رفت و گفت:
آه شما زوجی مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادار موندید ، برای همین هرکدام از شما می تواند آرزویی کند و من با کمک دانشی که دارم آن را بر آورده کنم!

خانم گفت: وای خدای من!
من می خواهم به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.

جادوگر وردی خواند و ناگهان :دو  بلیط  خطوط مسافربری قطر ایرویز در دستان زن ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود تا آرزو کند، چند لحظه فکر کرد و گفت:
خب، همسرم تو خیلی مهربانی اما چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم پیش میآید ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و زن جادوگر واقعا جا خوردند ولی  چه میشد کرد؟!!
زن جادوگر وردی خواند و ناگهان: 













آقا 92 ساله شد

رضا کشمیری

آرزوی زوج رمانتیک

نظرات  (۴)

:))))))))
چه   جادوگر خوبی بود
:))))))
پاسخ:
ممنون از لطف شما
موفق باشید
سلام
خیلی عالی بود...
واقعا تشکر...
پاسخ:
علیکم السلام
تشکر از حضور شما
:)
پاسخ:
تشکر از نظر شما
۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۸:۲۲ بهرنگ قدوسی
😂😂😂😂😁😂  عالی بود😁😁😁😁
پاسخ:
ممنون از توجه شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی