داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه اما جذاب و آموزنده

داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه اما جذاب و آموزنده

داستان کوتاه
آخرین نظرات
  • ۲۳ خرداد ۹۷، ۱۵:۳۴ - علی زیرایی
    عالی
  • ۲۲ خرداد ۹۷، ۱۸:۱۷ - Siamak Bagheri
    :)

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شب عید» ثبت شده است

بسم الله و بالله و فی سبیل الله

یک دقیقه سکوت ...

بخاطر خجالت کشیدن مردی که درآمدش کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد تا چه رسد به خرید شب عید و شرمسار پای رفتن به خانه را ندارد!

 

یک دقیقه سکوت ...

بخاطر شرمندگی مردی که لباس چروکیده دست دوم را به نام جنس خارجی به  تن نحیف بچه‌اش می‌کند و به رویش می‌خندد اما در خفا اشک می‌ریزد.

 

یک دقیقه سکوت ...

بخاطر زنی که با شرافت تمام غرورش را زیر پا می‌گذارد و خانه تکانی دیگران را انجام می‌دهد و خانم خانه برایش اربابی  می‌کند ولی تسلیم هیچ نامرد از خدا بی‌خبری نمی‌شود.

 

یک دقیقه سکوت ...

بخاطر تبسم مصنوعی بر کنج لب زنی که چرخ کرده سنگدونی مرغ را بجای گوشت چرخ کرده به بچه‌ی در آرزوی کبابش می‌دهد.

 

یک دقیقه سکوت ...

 بخاطر بچه ای که خجالت می‌کشید و تو کوچه نمی‌امد و با حسرت از لای در همبازی‌های لباس نو بر تن کرده را می‌دید و گریه‌ای تلخ سر می‌داد.

 

یک دقیقه سکوت ...

به خاطر انسانیت که این روزها مرده است ولی همه  می‌توانیم آن را زنده کنیم...

 

 

رضا کشمیری