داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه اما جذاب و آموزنده

داستان کوتاه

داستان‌های کوتاه اما جذاب و آموزنده

داستان کوتاه
آخرین نظرات
  • ۲۵ آذر ۹۸، ۱۲:۴۲ - مهدی سلمانی
    خدا قوت

۱۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم


خاطره تبلیغی(طنزگونه): تسبیح دزدی!

باد تند پاییزی در لابه‌لای شاخ و برگ‌های درخت سرو بزرگی که کنار مسجد جامع شهر بود با سر و صدا می‌پیچید و شاخه‌های نازک و برهنه را در آغوش شاخه‌های قوی‌تر می‌انداخت. باد سرد شاخه‌های درخت را به اجبار برهنه کرده بود و سرمای پاییزی را تا مغز استخوان آنان نفوذ داده بود.

آقای حسینی از هیأت امنای مسجد بود که با ماشین پیکان قدیمی خود به ایستگاه راه آهن آمده بود تا من را برای سخنرانی به مسجد جامع شهر ببرد. به درخت تنومند سرو نگاه می‌کردم که ماشین در کنار مسجد با ناله‌ای خفیف آرام گرفت، شال گردن را دور گردنم پیچاندم و عبای قهوه‌ای زمستانی خود را جمع و جور کردم و پیاده شدم.

اولین چیزی که توجه من را جلب کرد بنر تبلیغاتی بزرگی بود که به چارچوب فلزی کنار دیوار مسجد وصل شده بود، روی آن نوشته بود مقدم مبارک حضرت حجت السلام و المسلمین دکتر ... ، رئیس دفتر حضرت آیت الله علامه ... را به شهر ... خوش آمد می‌گوییم. در بین مسیر هم که می‌آمدیم چند جای دیگر مشابه همین بنر تبلیغاتی را دیده بودم، پیش خودم گفتم: ای بابا اینها خیلی جدّی گرفته‌اند، چه تبلیغاتی کردند انگار وزیری یا وکیلی می‌خواهد بیاید.

آقای حسینی با کت و شلوار اتو کشیده و برّاق ، لبخند ملیحی زد و گفت: حاج‌آقا مسجد جامع این شهر بزرگترین مسجد شهر است و شاید حدود ۳هزار نفر جا داشته باشد ، با این تبلیغات گسترده در شهر که دیدید حتما مسجد پر می‌شود حتما!. من در تأیید سری تکان دادم و گفتم: خدا خیرتان دهد ، تعریف مسجد شما و برنامه‌های فرهنگی و مذهبی آن را زیاد شنیده‌ام،  ان‌شاءالله خدا قبول کند و ما هم بتوانیم مطالب مفیدی برای مردم بیان کنیم.

نماز مغرب و عشاء که تمام شد، بعد از تعقیبات نماز و تکبیر و صلوات نمازگزاران بالای منبر رفتم، مسجد تقریبا پر بود. مردم به خاطر علامه ... آمده بودند و من را از صدقه سر ایشان تحویل می‌گرفتند همه جا همین‌طور بود! بعد از اتمام سخنرانی ، گروهی دورم را گرفتند و سوالات مختلفی از احکام گرفته تا سیاست مطرح کردند، از دست آنها که رها شدم از مسجد بیرون آمدم در تاریکی سایه همان درخت تنومند سرو  زنی میانسال جلویم را گرفت، نور چراغ‌های چشمک زن قرمز و سبز مغازه‌های اطراف  این تاریکی را هر از گاهی روشن می‌کرد و فضای رمانتیکی ایجاد کرده بود.

منتظر آقای حسینی بودم که این خانم مثل شبحی از سایه بیرون آمد و پسری ۱۰-۱۱ ساله همراهش بود، سلامی کرد و بعد از تعارفات فراوان گفت: حاج‌آقا شما از قم آمدید و از نزدیکان حضرت علامه هستید لطف کنید یک یادگاری به عنوان تبرّک به پسر من بدهید، پسر من خیلی به علامه علاقمند است ممنون میشم اگه یک تبرکی بدهید!.

نمی‌دانستم چه بگویم، از دست علامه، تبرّک گرفتن خوب است نه من! شال گردن را جلوی دهانم گرفتم تا از سوز باد سرد در امان بمانم، بعد از مکث کوتاهی گفتم: نمی‌دانم آخه من چیز خاصی همراهم ندارم، ببخشید!. زن بدون معطلی و با اصرار گفت: حاج‌آقا یکی از انگشترهایتان را بدهید!

زن بیرحمانه دست روزی نقطه ضعف من گذاشته بود، بی اختیار دستانم را به بهانه سرما در هم پیچاندم که مثلا انگشترها پنهان شود اما فایده‌ای نداشت، سرم را پایین انداختم و گفتم: ببخشید این انگشترها یادگاری است، هدیه گرفتم. برای اینکه زن دوباره پیشنهاد بذل و بخشش اموال مرا ندهد تند تند دست در جیب‌ها می‌کردم ، در جیب قبایم دستم به چند تسبیح خورد خوشحال شدم اما بروز ندادم، قیافه حق به جانبی گرفتم و گفتم: ها... تسبیح خیلی هم خوبه، شرمنده هستم، اگر مایل باشید همین تسبیح را تقدیم پسر گلتان کنم.

زن خوشحال شد و با عجله گفت: بله بله خیلی خوبه دست شما درد نکنه . و با شور و اشتیاق رو به پسرش کرد و به او گفت: ببین حمید جان این تسبیح خیلی ارزش داره می‌دونی این تسبیح به کجاها که نرفته! حتما تا حالا چند بار مکه و مدینه و کربلا و نجف و... رفته خیلی تبرّک شده ... .

رضا کشمیری

جمع‌بندی نکات مهم :

۱- یک سری قواعد برقرار شده در فیلم ها و سریال ها  هست که با دیدن آنها قواعد نوشتن در جان شما می افتد.

۲- اصلا رشته های دانشگاهی مرتبط با نویسندگی را جدی نگیرید با جزوه  و کتاب درسی خواندن آدم نویسنده نمی‌شود.

۳-حداقل هفته‌ای یکی دو یا سه فیلم ببینید.

۴-سایت و نوشته های سایت یک انشعابی از رودی است که از سرچشمه می آید برای یاد گرفتن و خوب نوشتن باید با سرچشمه ارتباط داشته باشید با خواندن اینها نویسنده می شوید ، بخلاف سایت که شما خواننده می شوید.

۵- این متن های کهنی که گفته شد در طول صد سال رمان نویسی این ها بهترین ها هستند ولی سایت ها در طول چند سال اخیر بهتر اند پس معلوم می‌شود که کتاب ها بهتر هستند و البته باید با سایت هم ارتباط داشته باشید اما در مرحله بعد از اینها.

۶- اصولا آنهایی که فعال فضای مجازی هستند کسانی هستند که از سرچشمه گرفته اند.

۷- وقتی زیاد بخوانید نوشتن خود بخود برای شما ملکه می شود.

۸- شما با خواندن این کتابها حتی اگر خوب هم ننویسید در جامعه اثر گذار خواهید بود.

۹- در سخنرانی کسی می آید که شما را قبول دارد بخلاف نویسنده که علاوه بر قلم خوش باید شگردهایی داشته باشید که مخاطب کتاب شما را بخواند باید نوشته ات جذاب باشه تا آنرا بخوانند.

۱۰-  کسی وبلاگ شما را می‌خواند که نوشته ات برای او معجزه گر باشد و جذاب.

۱۱- برای شروع باید هر روز از یک‌ربع تا نیم ساعت بنویسید.

۱۲-  یک قاعده مهم:

چجوری و چه چیز بنویسم مهم نیست فقط بنویسید اتقافهای روزانه و غیره ... اینها را بنویسید.

۱۳- حالات آدم دو گونه است یک گونه حالات عادی و یک گونه حالات غیر عادی  مثلا پنچر شدن ماشین در میان راه و هم زمان خانم زنگ می زند و می گوید بچه مریض شده زود بیا ( این می شود حالات غیر عادی)

۱۴- نکته نهایی و کارساز :

صادقانه مطلبی بگویم اگر هیچ کلاس نویسندگی هم شرکت نکنید و فقط اینها را جدی بگیرید و دورادور در ارتباط باشید می توانید نویسنده شوید ولی اگر اینها را نداشته باشید هزار جلسه هم که بروید فایده ندارد.


پایان یک جلسه کلاس نویسندگی استاد مهدی کرد فیروزجایی که همین یک جلسه کار را تمام کرد!!

رضا کشمیری

 ادامه توصیه‌های استاد فیروزجایی:

***فیلم های که دیدن آنها برای تقویت توان نویسندگی توصیه می‌شود:

ناخدا خورشید از فرمان آرا

آژانس شیشه ای

میم مثل مادر

اجاره نشین ها از داریوش مهرجویی

مادر از حاتمی

لیلا

چهارشنیه سوری ؛درباره الی و جدایی نادر از سیمین از اصغر فرهادی

عروس از بهروز افخمی

لیلی با من است از کمال تبریزی

ماجرای نیمروز

آئینه عبرت

فیلم های سینمایی شبکه نمایش ساعت 9 شب یا 1 بامداد


***سریال‌های خوب :

خاک سرخ  از حاتمی کیا

سریال ساعت شنی

روزگار قریب از عیاری

روزی روزگاری

سریال لبه تاریکی


***سریال های خارجی مثل لاست  ؛ ۲۴ و ...


***نمایش نامه هایی که باید خوانده شود:

باغ آلبالو

کرگدن با ترجمه جلال آل احمد

شکسپیر

معرکه در معرکه از میرباقری

هاملت با سالاد فصل

چوب به دست‌های مرزین

تاریکخانه اشباح


ادامه دارد...



رضا کشمیری

 ادامه توصیه‌های استاد مهدی کردفیروزجایی

ج- در کنار رمان‌ها و داستان‌های ایرانی این داستان‌ها و رمان های خارجی را حتما بخوانید:

مجموعه داستان های کوتاه چوخف

مجموعه داستان های کوتاه ارنست همینگوی

مجموعه داستان های کوتاه ادگارد پولنپو

مجموعه داستان های کوتاه بورخس

مجموعه داستان های کوتاه آمریکای لاتین

مجموعه داستان شوکران شیرین

یک فرشته /اشمیت

مجموعه داستان آنسوی پرچین

داستان های کوتاه موپوسان (فرانسوی)

وداع با اسلحه از ارنست

پیرمرد دریا از همینگوی

صد سال تنهایی گابریل مارکس

جنایات و مکافات از داستویوفسکی

برادران کارامازوف از داستویوفسکی

ابله از داستویوفسکی

جن زدگان از داستویوفسکی

آنا کارنینا تولستوی

دور آرام میخائیل شولوخوف

جنگ چهره زنانه ندارد از  چرنوویل آلکسوویچ

زمزمه ها از چرنوویل آلکسوویچ

مادام  از بوآری گوستافلوور

برباد رفته از مارگارت میچر

رمان اورا از فونتووس

بازمانده روز از اشیگورو

هاکل بری فین از مارک تواین

رمان داستان یک انسان واقعی از بورس بولیوی

آبلوفوف از ایوان کینچارف

بارون درخت نشین از ایتالو


ادامه دارد ....

رضا کشمیری

ادامه توصیه‌های کلاس نویسندگی استاد فیروزجایی


ب-یک سری رمان و مجموعه داستان ایرانی معرفی می کنم که هر 2 هفته یکی از این ها را بخوانید:

مجموعه داستان یکی بود یکی نبود از جمالزاده

مجموعه داستان گیله مرد از بزرگ علوی

گزیده داستان های چوبک (صفدری)

گزیده داستان های صادق هدایت

داشاکول ،سگ ولگرد و سه قطره خون از صادق هدایت

پنج داستان از جلال آل احمد

مجموعه داستان های سنگرم قمقمه های خالی

مجموعه داستان من قاتل پدرتان هستم

مجموعه داستان مومیا و عسل از شهریار مندلی پور

مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویدند

رمان سووشون از سیمین دانشور

مدیر مدرسه از جلال آل احمد

رمان اسرار کاتبان از ابوتراب خسروی

آنک آن یتیم سفر کرده از محمدرضاسرشار

بوف کور از صادق هدایت

چشمهایش از بزرگ علوی

جای خالی سلوچ (دولت آبادی)

رمان صفر درجه (احمد محمود)

رمان گاو خونی از جعفر صادقی

دایی جان ناپلئون از ایرج ملکزاد


در ادامه مجموعه داستان‌ها و رمان‌های خارجی را معرفی خواهیم کرد ان‌شاءالله...

رضا کشمیری

نکات کلاس نویسندگی و داستان نویسی استاد مهدی کردفیروزجایی


۱-کسی که استعداد نداشته باشد خودش را بکشد نویسنده نمی شود و کسی که استعداد داشته باشد خودش رو بکشد شاید نویسنده بشود.


۲-باید هر هفته یک مجموعه داستان و یک رمان و دو تا فیلم ببینید.


۳-اساسا اینها را وقتی بخوانید یا رمان یا فیلم ببینید وقتی سر قواعد می آیید مسائل تئوریک و آموزشی را خیلی راحت تر درک می کنید.


 ۴-کتابهایی که باید خوانده شود:

الف-کتابهای بالینی :


گلستان سعدی. تاریخ بیهقی. سفرنامه ناصر خسرو. تذکره الاولیا عطار نیشابوری. ترجمه نهج البلاغه سید جعفر شهیدی


مهم::در درجه اول گلستان سعدی

 باید با گلستان سعدی ارتباط داشته باشید و این را هر شب یک حکایت از آن را بخوانید و هر پاراگراف را سه بار بنویسید و هر داستان را سه بار بنویسید(حکایتهای کوتاه) هر شب چند صفحه را بخوانید( سه چهار صفحه)

بعد برید سراغ تذکره و بعد سفرنامه ناصر خسرو و بعد تاریخ بیهقی را بخوانید.


۵-با سه متن دینی هم ارتباط تنگاتنگ داشته باشید قرآن ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و ترجمه نهج البلاغه سید جعفر شهیدی.


ادامه دارد ...

رضا کشمیری